دیوار، قصهی نوجوانی است که در جریان جنگ عراق و ایران متهم به جاسوسی و ضدانقلابی میشود و سعی میکند با حرفزدن ثابت کند بیگناه است. او یک روز از زندگی خود را تعریف میکند، بدون آنکه بداند گفتن کدام حرف نجاتبخش است.
داستان از یک مدرسهی راهنمایی شروع میشود، جایی که دانشآموزان در یک روز سرد مجبورند در صف بایستند تا به قرآن گوش کنند و پرچم کشورشان را بالا ببرند و برای سلامتی آیتالله خمینی دعا کنند. در همان لحظه، موشکی به نزدیکی مدرسه میخورد، صفها به هم میریزد و لحظههای سخت شروع میشود: مرگهای متعدد، رابطههای سست، شوکهای فلجکننده و اتهامهای مرگآور.
دیوار سال ۱۳۹۳ در انتشارات مروارید منتشر شد و چند ماه بعد توقیف شد.
مطبوعات
ـ همهچیز از یک عکس شروع شد، گفتوگو با مجلهی سینما و ادبیات
ـ وارد ادبیات محتضر ایرانی شدم، گفتوگو با ایسنا